/ 35 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریمی

من فردا دارم مسافرت بهار جونم. جمعه بر میگردم. راستی تو در چه حالی؟ چی کار می کنی؟[ماچ]

سهیل

بابا من بزرگ نشدمممممممممممممم[کلافه][کلافه][کلافه][کلافه][کلافه]

مریمی

کجایی بهار جوووونم؟ [نگران] خبری نیس ازت...[نگران]

مریمی

کجایی بهار جوووونم؟ [نگران] خبری نیس ازت...[نگران]

ستاره

[نیشخند]سلاام...بدواژدیت کن دخترتبل به جای اینهمه فیس بوک لاگین کنی بدو اینجارااپدیت کن

ستاره

سلام..بهاربیابریم بیرون چراهرچی میزنگم جواب نمیدی؟دلم پوسید[گریه]دلم یه اتفاق تناخوانده خوش ایندمیخواهد

مریمی

ایشالا که همیشه این گرفتاریای خوب باشه! [ماچ] دلم تنگ شده بود برات فقط. [بغل] راستی نماز روزه هاتم قبول باشه بهار جونم. [ماچ] این شبا منم خیلی دعا کنیا! [نگران]

مریمی

سلام بهار عزیزم! [بغل][ماچ] خوبی؟ [قلب] فقط دلم برات تنگ شده بود اومدم یه خبری بگیرم ازت. [ماچ][قلب][بغل]

مریمی

واااایییی سلام بهار عزیزم! [بغل][ماچ] خییییلییی خوشحال شدم کامنتتو دیدم.[ماچ] راستی نماز روزه هات قبول باشه عزیز دلم.[ماچ] منم دعا کردی؟ خودم که هیچی دعام نمی اومد! [نگران] ولی تو راست می گی...خدا همه ی دعاهای نگفته مونم می دونه...

مریمی

بهار نمی خوای شروع کنی به نوشتن دوباره تو بهارانه؟! بخدا خوب میشه ها... روش فکر کن یکم...